سفر خوبي بود..... هرچي ماني بزرگتر ميشه شمالو بيشتر دوست داره..... آخه اونجا همبازيهاش زيادن.... ولي خوب دو روز مونده بود به برگشتمون آقا دوباره سرما خورد...

اين سرماخوردگي نميخواد دست از سرش برداره...... بچم كوچولو بود.... كوچولوتر شده....

 

 

اولين ضربه بعد از راه رفتن....... موقع دويدن خونهء خاله ريزه اينا خورد به پايهء ميز و ....

           بقيه عكسها تو گوشيمه...... در اسرع وقت خاليش ميكنم و ميذارمش اينجا...

     

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۳٠ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

با توكل به خدا......

ما فردا عازميم.........

داريم ميريم شمال......

اميدوارم اونجا ماني حالگيري نكنه.......

فعلاً اگر آقا ماني اجازه بفرمايند.... مشغول جمع كردن وسايل سفرم...... وقتي برگشتم ميگم چجوريا بود....

فعلاً باي تا هفتهء ديگه........ 

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٧ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

ماني اصلاَ حالش خوب نيست دو روز پيش برده بوديمش دكتر....ريه هاش حساس شده و دكتر براش سالبوتامول و آمي گايا فنزين نوشته.......

طبق معمول تا خواستيم بريم مسافرت آقا حالش بد شد........

ولي به محض اينكه حالش خوب بشه ميريم.......

امروز دوباره داريم ميبريمش دكتر تا آقاي دكتر صداي ريه هاشو گوش كنه كه خداي نكرده فردا كه تعطيله به دردسر نيفتيم........ 

نتیجهء دکتر امروز: (خدا رو شکر دکتر گفت خیلی بهتره... ولی تا یک هفته باید داروهاشو بخوره)

پسر گلم ديگه اجزاي صورت رو كامل ميشناسه.......

 صدای حیوونها رو کامل میدونه و میگه....

 تازگيها عاشق پسته شده..... البته فقط شوريشو دوست داره....

 كار كردن با دي وي ديشم حرف نداره....

 همهء اموال اعم از منقول و غیر منقول متعلق به باباشه.... میگم.. جوراب مال کیه.. میگه: بابا.....  عروسک مال کیه ..  بابا.........  پستونک مال کیه....   بابا..... میگم من مال کیم؟؟ ... بابا.....  

 قربونش برم از پا نمي افته (كه ان شاء ا... هيچ وقت نيفته) .. نميدونم اين انرژي از كجا مي آد.... با اينكه غذا نمي خوره...... با اين حال مريض يه دقيقه نمي شينه...... مگه اينكه موقع خوابش بشه...

---- قابل توجه يكي......... (ببخشيد كه سركار خانم و آقا بكار نمي برم... چون نميدونم از چه جنسي هستيد)...... ديگه داره صبرم سر مي آد......

مثل اينكه كار خيلي مهمي هم نبوده ...... در نتيجه كامنتدوني رو از حالت تأييدي ور ميدارم...

اگه احساس كرديد كه خيلي كار مهميه (كه با توجه به تأخير شما ... اينطور به نظر نمي آد)... خواهش ميكنم به من ايميل بزنيد.......

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٤ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

ماني دوباره سرما خورده........

فكر كنم اثر واكسن آنفولانزا باشه...........؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بازم شربت سرماخوردگي و آنتي بيوتيك.........

بازم لجبازي هاي ماني.............

مادرجونشم (مادرشوهرم) الان پيشمونه......... اونم بيچاره حال نداره........ با لجبازيهاي ماني هم حالش بدتر ميشه........

خدايا اين بچه رو زودتر خوبش كن.........

الهي آمين.....

---- دو روز پیش یه نفر رسماْ از خانوادهء ما کم شد.......  ما دوستش داشتیم و دلمون براش تنگ شده....... ولی تقدیر این بود....... امیدوارم هرجا که هست سلامت و تندرست و موفق زندگی کنه...........

---- قابل توجه یکی........ زودتر بیا که تأييدي كردم........ هرچند اصلاً خوشم نمياد وبم تأييدي باشه..... زودي بيا كه ميخوام از اين حالت درش بيارم.......

----- در آخرم از فرد يا افرادي كه به اسم مجتبي و بدون و نام و .... كه ميان و كامنت ميزان و ابراز لطف ميكنن (ولي ردپايي از خودشون نميزارن) ممنونيم.......

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۸ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

الان تقریباْ یک هفته است که مانی شبها بدون چی چی سر میکنه و فقط آب میخوره...... شب اول یه ۲ ساعتی بیدار بود...... ولی بهش شیر ندادم و ازش خواستم آب بخوره......

بالاخره بعد از ۲ ساعت رو پاهام خوابید........ هر کاری کرد بهش شیر ندادم......

ولی از اون شب به بعد...... اول مقاومت میکنه ولی خیلی زود با خوردن آب خودش تو جاش میخوابه......

خیلی عالیه ....... مگه نه...........

ولی وول خوردنهاش خیلی بیشتر شده....... طرز خوابیدنشم عوض شده......  

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/٦ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس