اینجا که اومدیم یه سرگرمی به سرگرمیهای مانی اضافه شده.... اونم اینه که هر روز میره دم در ببینه نامه اومده یا نه..... اکثراً هم یه چیزی هست که بدو بدو بیاره و بگه : مامی نامه اومده... حالا چه تبلیغاتی باشه چه نامه...

امروز تو خونه نشسته بودیم... دیدیم پستچی در خونه رو زد.... درو بازکردم دیدم یه بسته از ایران اومده... حسابی ذوق کردیم.... برگشو امضاء کردم و بسته رو گرفتم....

دیدم از طرف دو تا قلب مهربونه که همیشه و همیشه به یاد ما هستن و با کارهاشون ما رو ذوق زده میکنن..

   

ما هم همیشه دوستتون داریم و به یادتونیم و از اینجا روی ماهتونو می بوسیم...

ایران که بودیم مانی خیلی آدامس موزی دوست داشت و اینجا هم که اومدیم همش آدامس موزی میخواست ..... تا اینکه خاله و عموی مهربونش در یک عملیات متحورانه عینک یک عالمه آدامس موزی با یه کارت خوشگل واسه مانی فرستادن.... (دستتون درد نکنه)

که اونم ذوق مرگ کردن.......

حالا هی راه میره و ازم آدامس میخواد......

منم از این بهانه استفاده کردم و چون مانی از عکس و فیلم گریزونه ..... بهش گفتم بشمار تا بهت آدامس بدم.... آخه جدیداً یاد گرفته از 1 تا 4 میشمره.... ولی هر وقت میگم فیلم بگیرم فرار میکنه...

اونم شمرد..... به Three گفتنش دقت کنید... ت نمیگه... سعی می کنه درست تلفظ کنه...

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/٦/٦ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس