پسر گل من دوباره شده همون مانی قبلی.... وقتی بچه ها مریض میشن همه چیزشون میریزه به هم به علاوهء اعصاب مامان باباهاشون...

شنبه که دیدیدم مانی حالش خوبه گفتیم بریم یه جای جدید... تصمیم گرفتیم بریم Water Park ...... تقریباً نیم ساعت راه بود.... رفتیم... ولی چشتون روز بد نبینه از بس هوا سرد بود ... پرنده پر نمیزد... ما هم به اصرار مانی فقط یک دقیقه پیاده شدیم.... ولی خود مانی بعد از اینکه دید هوا سرده گفت بریم تو ماشین....

بعدشم مانی رو بردیم زمین بازی و نیم ساعت بازی کرد و اومدیم خونه... اونجا هم مانی فقط اصرار داشت از بین ماشینها فقط و فقط BMW سوار بشه... بقیهء ماشینها خالی بود ولی آقا مانی اصلاً توجه نمی کرد.... یکی که مارک BMW بود قبلاً توسط یه بچهء دیگه تصرف شده بود.. اونقده همراه اون بچه راه رفت تا بالاخره مجبور شدیم به مادره بگیم اگه ممکنه ماشینها رو عوض کنیم... آخه شازده پسر ما فقطBMW سوار میشه.... نمیدونم این چه عشقیه؟؟؟....

آخه نیم وجبی تو چی می فهمی؟؟؟؟!!!!

اینم یه تاکسی مدل بالا... مخصوص پسر گلم...

خیلی جالبه ... تمام ماشینهای کوچولویی که براش میخریم... اگه BMW باشه حتی اگه مدلی باشه که تاحالا ندیده باشه... و یا آرم نداشته باشه... سریع تشخیص میده... ما هم بعد از اینکه زیر ماشینو می خونیم می فهیم که بله آقا درست گفته... البته مارک همهء ماشینها رو می شناسه ولی BMW رو ... رو هوا میزنه بدون آرم و هیچی... ؟؟؟!!!!

 

روز یکشنبه هم همش رفتیم فروشگاه گردی.... یه چیز جالب اینکه فروشگاههاشونم حسابی سرده... مخصوصاً قسمت یخچالهاش که آدم بدون کاپشن نمیتونه اونجا پا بذاره... البته به استثنای خودشون که با رکابی می گردن... آی حسودیم میشه... البته زمینهای سرپوشیدهء بازی برای بچه ها هم همینطوریه... خلاصه همه چیز سرده...

امروز داشتم با خاله صفا تلفنی صحبت می کردم.. دیدم هوا گرم شده پنجره رو باز کردم.. مانی هم که داشت روی تخت بپر بپر می کرد.... یهو چشاش برق زد... جوراب منو ورداشت و هی پرت می کرد به سمت پنجره که بیفته بیرون..... خدائی نشونه گیریشم عالی بود...

منم که دیدم هوا پسه ... پنجره رو بستم و فقط یه خرده باز گذاشتم که جوراب نره بیرون... مانی هم با خنده و با اون شیرین زبونی بچه گونش هی می گفت... باز کن.. کمتر باز کن.... میخواست بگه بیشتر باز کن... هی می گفت : کمتر باز کن..... گفتم باز کنم چیکار کنی... گفت بندازم بیرون... آشغاله.... (ای وروجک...)

اینم یه نمونه از گلهای اینجا.... اگه بدونین چه گلهای نازی دارن... و چقده ارزون...

نوشته شده در ۱۳۸٧/٧/۱٥ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس