سلام مامی... تو اين هفته ها قراره که ششهات (سيستم تنفسيت) کامل بشه.... وای به حالت که همش بايد هوای آلودهء تهرانو به خوردت بدم... حالا شايد تا بيست روز ديگه برم شمال... آخه بابايی قراره بره مسافرت و منم ميرم پيش مامانم اينا... اونوقت اونجا ميتونی حسابی هوای پاک بخوری...

همين جمعه ای که گذشت با خاله ريزه و عموجون رفته بوديم کاشان... يه سفر يک  روزه.. صبح ساعت ۷ حرکت کرديم و تقريباً حول و حوش ۱۱ کاشان بوديم.. البته تو راه هم هی وای ميستاديم.... البته اگه اين دوربينهای بين راه نبود حتماً زودتر هم ميرسيديم.. با اينحال فکر کنم يه چندتايی ازمون عکس گرفته باشن و بعد که بابايی بره خلافيشو بگيره يه ضد حالی بشه... خلاصه اينکه از باغ فين و حمام فين ديدن کرديم و کلی گل محمدی ديديم و بو کرديم... البته نتونستيم يه باغ پر از گل محمدی گير بياريم...

موقع برگشت هم که بابايی عزيز شما ۲۰۰۰۰ تومان جريمه شد آخه سرعت مجاز ۱۲۰ بود ولی ايشون ۱۳۰ تا رفته بودن جالب اين بود که از يه ماشين پليس سبقت گرفته بود... آقا پليسه هم نامردی نکرد و جريمه رو نوشت.... بابايی هم گفت که آخه خانمم بارداره و ميخواستم زودتر برسم.. اونم گفته عذر بدتر از گناه خانمت اگه بارداره که بايد ۹۰ تا بری .... بابايی هم ديگه هيچی نگفت....

ولی اين مسافرته با اينکه خيلی خوش گذشت ولی به خاطر اينکه يه روز کامل تو راه بوديم... کمرم به شدت درد گرفته بود...

واسه همين توبه کرديم ديگه تا اومدن تو ديگه از اين مسافرتهای يه روزه نريم...

البته يه ضرب المثله که ميگه "توبهء گرگ مرگه"....

 

نوشته شده در ۱۳۸٥/۱/٢۸ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس