میدونین چیه؟؟ الان دوست دارم سرمو بکوبم به دیوار... آخه مانی دوباره آبریزش داره... خسته شدم دیگه... گریه

دیگه خبره شدم... از دو روز قبل از سرماخوردگی... از بوی دهنش میفهمم میخواد سرما بخوره...

این زمستون لعنتی هم که تموم نمیشه... دلم حسابی لک زده برای دیدن فامیل... هر‌چی نزدیک‌تر میشیم انگار زمان کندتر میگذره....

یاسی جونم: ای کاش میشد زودتر بیایم ولی خوب نمیشه باید تا عید صبر کنیم... مگه‌نه...چشمک

اینم مانی... با کفشهاش ( به قول خودش کفشهای راحت!)

دیروز کفش باباییشو ورداشته ... زیرشو خونده... میگه: نوشته سون (7)... من و بابائیشم ذوق زده... مانی رو ماچ بارون کردیم... خیلی لوسیم نه؟؟ اه .. اه .. اه..

مانی در حال شمردن... خوبه تا 4 بیشتر بلد نیست... بعد از Four هم میشه سیکس.. یادتون باشه!نیشخند

گفته بودم که اینجا یه گروههایی هست که مادرها و بچه ها با هم تو این گروهها شرکت میکنن (Toddlers group) .... اونجا با یه خانم خارجی سیاهپوست (فکر کنم مال آمریکای جنوبی باشه) الان یادم نیست...  دوست شدم... قراره فردا من و مانی بریم خونشون. چون توی کلیسا کار میکنه... فکر کردیم میشه بهش اطمینان کرد!!


دیروزم اتفاقی با یه خانم ایرانی .... آشنا شدم که قراره چهارشنبه بهش زنگ بزنم یه قرار بزاریم دوباره همدیگه رو ببینیم....  خیلی خانم خوبی بود ..... ایشونم یه  دختر دارن... که یکماه از مانی کوچیکتره اسمشم رومیناست (خوش به حال مانی)شیطان

یه چیز دیگه:  تو بعضی از وبلاگها و بعضی از کامنتها (تو وبلاگهای دیگه) خوندم... که نوشته بودند.... خوشمون نمیاد در مورد جزییات و اینکه بچم کی جیش کرد... کی فلان و کی بهمان چیز بنویسیم.....

میخواستم بگم اگه فکر میکنین اینجا هم اینجوریه... بدونین که:

1) هر کس یه سلیقه ای داره تو نوشتن همونطور که شما دارید...

2) من دوست دارم خانوادم که از من دورن همه چیزهای مهم زندگی من و مانی رو بدونن.... و این بهترین راهه

3) اینجا بیشتر از اینکه متعلق به من و شما باشه متعلق به مانیه .... وقتی برمیگردم و به آرشیو نگاه میکنم... از اینکه بعضی از این جیزئیاتو نوشتم خوشحال میشم... چون میدونم وقتی مانی بخونه خوشش میاد... (چه اعتماد به نفسی نیشخند)

 

پ.ن.1: مانی چهارشنبه صبح وقت داره برای زدن واکسن مننژیت... امیدوارم عوارض نداشته باشه..

پ.ن.2: یه خواهش.... اگه میشه کسانی که ایران هستن... بگن که عکسها رو میتونن ببینند یا نه.... که اگه نمیتونن ببینن یه فکری به حالش بکنم...

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/۱٤ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس