وااااااااااای.. جدیدا اونقدر حرف میزنه که میره رو مخ آدم... شبها هم موقع خواب میرم که بخوابونمش.. خودمو میزنم به خواب... ولی مانی... اونقدر با خودش حرف میزنه تا خوابش ببره...

منم بعضی وقتها از حرفهای بی سروتهش خندم میگیره... اونم با خوشحالی میگه: مامی! بیداری؟؟؟ بعد بغلم میکنه... وای چه لذتبخشه.. قلب 

امــــا....امــــــا.....  اما عمرا با تلفن صحبت نمیکنه... چرا؟؟؟؟؟؟؟

چند وقته که یه پرستار گرفتیم که هفته ای 6 ساعت میاد تا با مانی بازی کنه و قبل از رفتن به مدرسه یه خرده با این انگلیسیها اخت بشه...

بعد از اومدن این دختره.. خدا رو شکر خیلی بهتر شده...

چند روز پیش غذاشو جدا کرده بودم و گذاشته بودم رو اپن آشپزخونه... به باباش میگه: ددی! اون مال کیه؟؟؟

باباش میگه: مال شما

مانی: نه!! نگو مال شما... بگو It's yours

ما: تعجب

یه روز دیگه:

مانی داشت با سگ عروسکیش بازی میکرد و باهاش حرف میزد....

مانی: this dog is sad

من بهش گفتم: No... It's happy

مانی گفت: yes.. It's happy

بعد خندید و بغلش کرد... قلب

دیروز بردیمش دکتر که گوشهاشو چک کنه... ببینیم بعد از مصرف آنتی بیوتیک خوب شده یا نه....

دکتر گفت: گوش راستش همچنان قرمزه...  ولی احتیاجی به آنتی بیوتیک نداره...

خودم فهمیدم که همیشه بعد از استخر یا حمام طولانی ...  گوش راستش (همیشه گوش راستشه) چرکی میشه و باید آنتی بیوتیک مصرف کنه... به این نوع گوشها میگن: Swimmer's ear

به دکتر گفتیم که مانی اینجوریه... ولی یاسین به گوش خر خوندن... هیچی نداد... فقط گفت یه مدت استخر نره...

خاک بر سرتون ... نمیفهمن که مانی من و البته باباش نیشخند عاشق استخرن... و نمیدونم چرا بعد از اومدن به اینجا عشقشون فوران کرده خنده

 

بالاخره خودم یه راهی پیدا میکنم... فکر کنم آخرش باید به قول خواهرم هر وقت میبرمش استخر گوششو چرب کنم...

خواهشا اگه شما هم یه همچین موردی داشتید راهنمائیم کنید... ممنون

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱۳ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس