شنبه و یکشنبهء این هفته جاتون خالی همش رفتیم ددر ... مانی هم خدا رو شکر همراهی کرد و بچهء خوبی بود.. دروغگو

روز شنبه برنامهء خاصی نداشتیم چون قرار بود بابایی بره دنبال رومیناگلی و مامانش اینا و از فرودگاه بیارتشون خونه که اونا زنگ زدن و گفتن که یک هفته بیشتر قراره ایران بمونن و هفتهء دیگه شنبه میان....

ما هم موندیم که کجا بریم که خدا خودش جور کرد...(آخه ما اصلا اهل خونه موندن نیستیم)....  همینطور که تو شهر میگشتیم دیدیم که یه فستیوال مربوط به آسیایی ها برگزار میشه... به اسم: Swindon mela

 

ما هم رفتیم اونجا و کلی خوش گذشت.. (جای همتون خالی) البته همش هندی بودن و از آسیایی های دیگه هیچ اثری نبود... نیشخند

یه فیل که با گلهای مصنوعی درست شده بود..

مانی با بادکنک گورخریش...

مانی و ماشین آتش نشانی.. انقدر گفت که مجبور شدیم قسمت راننده سوارش کنیم.. به قسمت شاگرد رضایت نمیداد.. کلافه

قربون اون انگشتهای کوچولوت برم من..

مانی در اوج! برای خوردن نهار.. نیشخند غذاهای هندی اونقدر تند بودن که نمیشد به مانی بدم... ولی خیلی بوی خوبی داشتن..

قسمت مجانی برای نقاشی روی پارچه.. بعد که خشک میشد میدادن که ببری.. ما نگرفتیمش.. آخه راهش دور بود و اگه میخواستیم با مانی دورباره برگردیم .. مکافاتی داشتیم..  

قسمت بنداندازون.. خنده 

موقع رقص هندی هم مانی تا تونست گریه کرد و قر زد... آخه میخواست از نرده ها بره اونور .. روی سن و برقصه.. هرچی میگفتم همینجا برقص راضی نمیشد...

یکشنبه هم رفتیم London Aquarium... تو پست بعدی عکسهاشو میذارم..

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٥ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس