یک روز گرم تو استخر بادی با یه دختر خوشگل... قلب

مثلا میخواستم نحسی پست قبلی رو از بین ببرم... بعد دیدم این پستمم بدآموزی داره.. آخه پسر و دختر (اونم از نوع خوشگلش) با هم تو استخر چیکار میکنن آخه... من ادب بشو نیستم.. امیدوارم مانی بزرگ شد این پستهای اینجوری رو نخونه...  نیشخند

تازه رفته بودن تو استخر که یه زنبور اومد و لپ رومینا گلی ما رو نیش زد... ما هم بدو بدو الکل زدیم و پیاز گذاشتیم.. ولی خب رومینا گلی تو این هیروبیر ماست میوه ای میخواست بخوره... قربونش برم.. با یه دستش لپشو میمالد.. با یه دستش ماست میخورد.. ماچ (از این صحنه عکسی در دسترس نمیباشد.. لطفا به گیرنده های خود دست نزنید)

بعد از رفتن رومینا مانی هنوز مشغول بازی بود... اصلا نفهمید اونها کی رفتن... بعد که بازیش تموم شد و به اصرار برای نهار آوردمش تو خونه ... تازه پرسید: رومینا اینا رفتن؟

قربونش برم.. بچم خیلی با احساسه!... خنده

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٢٩ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس