شنبه ای که گذشت رفته بودیم Bristol zoo (بریستول اسم شهریه که تقریبا 45 دقیقه تا یکساعت با swindon فاصله داره)

جاتون خالی خوب بود... البته اگه گریه های مانی و لجبازیهاشو درنظر نگیریم.. نیشخند

من قسمت پروانه ها و قسمت طوطیها رو خیلی خیلی دوست داشتم.. البته اونها هم منو دوست داشتن.. ببینین.. چشمک

این هم قسمت طوطیها که مانی اصلا خوشش نیومد و خیلی میترسید... واسه همین دوبار رفتیم اونجا ...نیشخند  ولی مانی هر دوبار گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد.. کلافه

اینم عسل مامان در حال مخ زنی تو محوطهء باغ وحش.. نیشخند

اینا هم یکسری عکسهای بدون شرح... فقط دیدنیه.. یول

 

این عکس رو بینهایت دوست دارم... شبیه نقاشیه... ولی واقعی واقعیه.. قلب

تا حالا خفاش ندیده بودم... اونم به این گندگی... مانی این خفاشها رو از همه بیشتر دوست داشت... فکر کنم چون براش تازگی داشت.. سوال

عکسها خیلی زیاد شد... به بزرگی خودتون ببخشید.. حیفم اومد نبینید... چشمک

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/٩ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس