به خاطر فوران آتش فشان ایسلند.. نشد که بریم ایران...  گریه و پروازمون کنسل شد.

هنوز منتظریم که پروازها شروع بشه و ما هم بریم پیش خانوادهء خوبمون که دلمون براشون یه ذره شده... قلب

قرار بود کیش هم بریم که اونم کنسل شد... داداشم اینا (دائی جون احسان) و بردار شوهرم اینا  (عموجون حافظ) رفتن.. امیدوارم حسابی بهشون خوش بگذره قلبماچ

اینجا هوا حسابی تابستونی شده... برعکس همیشه که این موقع هوا زیاد خوب نبود... هوا عالی شده..

 

خدا رو میبینی.. حالا که احتیاج داریم باد و بارون بزنه تا یه خرده ازاین گرد و غبارهای توی هوا گرفته بشه و آتش فشانه یه خرده ساکت تر بشه... خبری از بارون نیست که نیست...

خدایا با زم شکرت.. حتما حکمتی توش هست.. هرچی که خودت صلاح میدونی... قلب

یه کلیپ براتون گذاشتم که خیلی خیلی جالبه.. مانی هم از دیدنش کلی لذت برد... پیشنهاد میکنم حتما ببینید.

Who is your hero?

http://en.tackfilm.se/?id=1271851467921RA67

 

راستی شما راضی میشید این کفشها رو پاتون کنید؟؟؟ من که با دیدنشون هم کمردرد میگیرم خنده (نمیدونم چرا اینقده قیمتشون هم گرونه سوال)

 

از این جمله خیلی خوشم اومد گفتم به شما هم بگم:

زندگی قصه مرد یخ فروشیست که از او پرسیدند: فروختی؟ گفت: نخریدند تمام شد!

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/۱ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس