سلام مانی عزیزم...

امزور ۲۵ روزه که به این دنیا پا گذاشتی... مطمئناً زیاد راضی نیستی... آخه هرچی باشه تو دل مامان خیلی بهت خوش میگذشته....

این روزها داری دلدردهای دوران نوزادی (کولیک) رو تجربه می کنی... میدونم اصلاً خوب نیست.. همونطور که برای من و بابایی درد کشیدنهای تو زجر آوره...... البته من سعی می کنم با دادن دارو (گرایپ واتر) که دکترت تجویز کرده و واقعاً هم داروی خوبیه... یه کمی از این درد کم کنم...

دیشب مامان خاله ریزه اومد اینجا و دوتایی حمومت کردیم... به قول مامان خاله ریزه فردا که بزرگ شی مامان خاله ریزه میتونه قسم بخوره که باهات اومده حموم ..... بعد از حموم وای نمیدونی چقدر ناز شده بودی..  البته چون بعد از حموم خوابت برده بود و برای اینکه نور فلاش اذیتت نکنه نتونستیم ازت عکس بندازیم...

راستی زردیتم کم کم داره خوب میشه... چند روز پیش که برده بودیمت پیش دکتر گفت که سالم سالمی (خدا رو شکر) قد و وزن و دور سرتم عالیه.. یعنی از منحنی رشد هم داری بیشتر رشد می کنی و وزنتم خوبه.. وزنت الان شده ۳ کیلو و ۲۵۰ .... زردیتم دیگه حول و حوش پنج و شش درجه است... که اونم به زودی خوب میشه...

کم کم داری تپل مپل میشی...

خیلی جالبه همین الان وقتی دستهاتو میگیریم به خودت فشار میاری و سرتو بالا میگیری و به زور میخوای از زمین پاشی... (الهی قربونت برم که اینقدر شیطونی)

راستی یه خبر بد ... فردا صبح قراره ببریمت بیمارستان الغدیر برای ختنه... از همین الان دلم شور میزنه... اصلاً طاقت ندارم گریه هاتو ببینم.. خیلی میترسم... هر چند میگن که ختنه با حلقه خیلی آسونه و فقط بچه روز اول بی طاقتی می کنه.. ولی خوب همون یه روزشم اصلاً خوب نیست...

ان شاء ا... این چند روز هم به خیر و خوشی تموم بشه...

نوشته شده در ۱۳۸٥/٥/٢۱ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس