اين ماني شيطون بلاي ما بالاخره پيروز شد و منم مجبور شدم دوباره پيش خودمون بخوابونمش.....

البته با جاي جديدش كنار اومده بود..... ولي اين شير خوردنهاي شبانش امون منو بريده بود..... مخصوصاً اينكه هر دفعه مجبور بودم بلند شم از تختش برش دارم و شيرش بدم و دوباره بزارمش سر جاش.....

خلاصه تو اين مدت شبها همش با هم درگيري داشتيم....... تا اينكه بالاخره با زانو درد و كمردرد و سردرد كه تا حالا نداشتم توأم بود.......

           جيغ بنفش            

بالاخره من و بابايي به اين نتيجه رسيديم كه اين پسر شيطون بلاي ما بايد اول عادت كنه كه شبها شير نخوره و بعد جاشو عوض كنيم......

در نتيجه پروژهء شير ندادنهاي شبانه و آب دادن به ماني كه ميدونم اونم با شكست مواجه ميشه....... در جاي خواب قبلي  شروع ميشه.......

ديروز ماني رو برده بوديم دكتر تغذيه.... خانم دكتر اعتقاد داشتند كه ماني چون شبها گرسنش ميشه از خواب بيدار ميشه و شير ميخوره......

ولي دكتر خودش معتقده كه اين بهترين راهه كه ميتونه شما رو كنار خودش داشته باشه.. در نتيجه اگه گرسنه هم نباشه بيدار ميشه و شير ميخوره......

ولي گفت كه بايد با آب دادن به ماني به جاي شير ... اين عادت ناپسند رو از سرش بندازيم.....

ببينيم چي ميشه.....

تا بعد........

نوشته شده در ۱۳۸٦/٥/٢٦ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس