ماني اصلاَ حالش خوب نيست دو روز پيش برده بوديمش دكتر....ريه هاش حساس شده و دكتر براش سالبوتامول و آمي گايا فنزين نوشته.......

طبق معمول تا خواستيم بريم مسافرت آقا حالش بد شد........

ولي به محض اينكه حالش خوب بشه ميريم.......

امروز دوباره داريم ميبريمش دكتر تا آقاي دكتر صداي ريه هاشو گوش كنه كه خداي نكرده فردا كه تعطيله به دردسر نيفتيم........ 

نتیجهء دکتر امروز: (خدا رو شکر دکتر گفت خیلی بهتره... ولی تا یک هفته باید داروهاشو بخوره)

پسر گلم ديگه اجزاي صورت رو كامل ميشناسه.......

 صدای حیوونها رو کامل میدونه و میگه....

 تازگيها عاشق پسته شده..... البته فقط شوريشو دوست داره....

 كار كردن با دي وي ديشم حرف نداره....

 همهء اموال اعم از منقول و غیر منقول متعلق به باباشه.... میگم.. جوراب مال کیه.. میگه: بابا.....  عروسک مال کیه ..  بابا.........  پستونک مال کیه....   بابا..... میگم من مال کیم؟؟ ... بابا.....  

 قربونش برم از پا نمي افته (كه ان شاء ا... هيچ وقت نيفته) .. نميدونم اين انرژي از كجا مي آد.... با اينكه غذا نمي خوره...... با اين حال مريض يه دقيقه نمي شينه...... مگه اينكه موقع خوابش بشه...

---- قابل توجه يكي......... (ببخشيد كه سركار خانم و آقا بكار نمي برم... چون نميدونم از چه جنسي هستيد)...... ديگه داره صبرم سر مي آد......

مثل اينكه كار خيلي مهمي هم نبوده ...... در نتيجه كامنتدوني رو از حالت تأييدي ور ميدارم...

اگه احساس كرديد كه خيلي كار مهميه (كه با توجه به تأخير شما ... اينطور به نظر نمي آد)... خواهش ميكنم به من ايميل بزنيد.......

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٤ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس