من اناري را مي كنم دانه.....

به خود ميگويم....

كاشكي اين مردم دانه هاي دلشان پيدا بود........

پيشاپيش عيد قربان و شب يلدا رو به همتون تبريك ميگم.

اميدوارم كه شاديهاتون به بلنداي يلدا باشه.

امسال عید قربان پیش خونواده هامون نیستیم...... نمیشه که بریم........ ولی قلبمون اونجاست همیشه و همیشه...... دوستتون داریم.........خیلی زیاد.....

میدونم که موقع کباب خوردن یاد ما هم هستید..... آخه خیلی باصفائید......

میریم خونهء خاله ریزه و عموجون....... البته ميدونم اونجا هم خيلي خوش ميگذره با دو تا دل پاك و بي غل و غش شب يلدا رو گذروندن معلومه كه خوش ميگذره.....

ديروز غروب رفته بوديم  نمایش ‌"کنسرت حشرات" تو فرهنگسرای نیاوران..... به کارگردانی "مریم سعادت" جاتون خالی....... خیلی عالی بود..... دست مامان نیما (شیرپسر) درد نکنه که ما رو خبردار کردن.....

کلی خوش گذشت....... مانی هم موقع خوابش بود.... هم گشنش شده بود..... اما چشم از اون عروسکهای خوشگل و بامزه برنمیداشت....

اینم عکس مانی (خواب آلود) با خانم مورچه...... رقاص معرکه....

        

من و بابایی عاشق پینه دوزه بودیم...... که از جنوب اومده بود.....

عکس برگی که اول پست گذاشتم.... مربوط به حوض فرهنگسرای نیاورانه....

نوشته شده در ۱۳۸٦/٩/٢٩ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس