ماني جونم..... ميدوني ديشب چي شد؟؟؟؟؟

نه تو كه چيزي نمي فهمي فقط تو اين گير و دار هي بيدار ميشدي و شير ميخواستي...

دييشب يكي از بدترين شبهاي عمرم بود........ شنيدي كه يكي بگه كمرم شكست......

ديشب براي منم همينطوري بود....

تو از دست دادن باباي مهربونم..... آقاجون عزيزم...... كمرم شكست......

قشنگ حس كردم كه چقدر تنها شدم.........

آخه خيلي دوستش داشتم......... اونم منو خيلي دوست داشت........

ديشب اصلاً خواب به چشام نمي اومد........ انگار با پتك ميكوبن توي سرم......

اين برف لعنتي.............

باعث شد واسه خاك سپاريش اونجا نباشم......... نه هواپيما نه قطار حركت داشتند و نه ما ميتونستيم تو اين برف راه بيفتيم و بريم.......

ديشب ساعت ۱ و نيم شب كه عمو حسام زنگ زد به بابا ........ خودم فهميدم...... اصلاً شبش كه با دائي احسان صحبت كرده بودم.......

ميدونستم كه يه چيزي ميشه..........

خداي من............ چقده بده........ نتونستم واسه آخرين بار ببينمش.......

دلم ميسوزه با توجه به اين فاصلهء كم اونجا نيستم.........

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

الان بابايي رفته ببينه ميتونه بليط هواپيما بگيره يا نه...... اگر نشد دائي احسان بايد با پارتي بازي يه جا واسه من بگيره و من و تو بريم........

بابا نميتونه بياد آخه اونم يكشنبه صبح پرواز داره واسه انگليس......

ديدي چقده تنهام............ اونم نميتونه با من باشه..........

يادته آقاجون تنها كسي بود كه هيچ وقت باهاش غريبي نكردي...........

از وقتي دنيا اومدي اونم مريض شد و زمين گير تا الان.........

هر وقت ميرفتيم اونجا...... تنها كسي بود كه با رضايت كامل بوسش ميكردي...... آخه خيلي مهربون بود.........

اونم خيلي دوستت داشت........... هيچ وقت بهمون نميگفت بيان....... ميگفت جاده ها خطرناكه كمتر بياين......

ولي از وقتي تو دنيا اومدي......... اونم مثل بقيه ميگفت زود به زود بياين......... آخه دلش واسه تو تنگ ميشد......

يكسال زجر كشيد و بالاخره راحت شد............ اونم تو ايام محرم.......... هفتمش مي اوفته روز تاسوعا.......... آخه همه سال واسه امام حسين خرج ميداد.......

خدا ميخواست تو اين روزها ببرتش پيش خودش.......... حالا از اون بالاها ما رو مي بينه.......

خيلي دوستش دارم......... هنوز باورم نميشه كه برم خونه و اون نباشه........

خدايا به هممون صبر بده.......

 

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱٠/٢٢ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس