ممنونم از همهء دوستاي گلي كه اومدن و تسلي خاطرم شدن........

مخصوصاً از خاله ريزهء عزيز با اون پست قشنگش و سماي نازنينم با تماس تلفنيش و الناز گلم كه بعد از مدتها از خوندن كامنتش چقده خوشحال شدم.......

اميدوارم سايه پدر و مادرتون هميشه بالاي سرتون باشه.......

چه روزهاي سختي بود.......

مخصوصاً اينكه ماني هم اونجا طبق معمول سرما خورد و تب داشت و كلافه ترم كرده بود ...

هنوز هم اين سرماي لعنتي باهاشه.......

هر وقت ميريم شمال و برميگرديم اين بچه سرما ميخوره....... باباشم گفته ديگه تا عيد نميريم شمال ....... شايد عيد هم نريم........

براي عاشورا هم تصميم داشتيم نريم...... ولي مثل اينكه بابام دوست نداشت عاشورا اونجا نباشيم.....

     

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱۱/٢ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس