این پرشین بلاگم با تغییر سیستمش همهء وبلاگمو ریخت به هم....... واسه همین مجبور شدم قالبشو عوض کنم......

الناز جون:

حتماً در اولین فرصت قالبو عوض میکنم..... خودمم از یکنواختی رنگش خوشم نمی آد.....

عکس پست قبلی فکر کنم مربوط به شش هفت ماهگی مانی باشه..... که اینقده تپله...... الان دیگه از اون لپها خبری نیست.......

اون موقع آقاجون کم کم داشت مریضیش شدت پیدا میکرد....  

بابایی سه روز رفته بود مأموریت (ارومیه) .... مانی هم که درست بعد رفتن باباش سرما خورد... همراه با  تب...... واسه همین نتونستم یه سروسامونی به وبلاگش بدم.......(درست کردن وبلاگش دست دائیجونشو می بوسه البته بعد از عوض کردن قالب وبلاگ خودش)

امسال زمستون از نظر سرماخوردگی واسه مانی سال خیلی بدی بود..... 

به جرأت می تونم بگم تموم پائیز و زمستونو سرما داشت.... یک هفته سالم بود و دو هفته مریض.....

من که به شدت منتظر فصل بهارم..... شما چطور...... 

 

جمعه رفته بودیم بازارچه خیریه پیام امید..... جاتون خالی خیلی خوش گذشت...

اینم عکس مانی (عاشق لپ گیری) و علی آقای گل.... وبلاگ eli-ali.persianblog.ir

 

 

آقا دیگه دستش میرسه و از رو میز  همه چیو ور میداره و کار منو صد برابر میکنه...

اینم یه نمونه انگورها رو ریخته و بعد از تعارف کردن به من چند تاشو میل فرمودند و در نهایت ظرفشو به عنوان کلاه استفاده فرمودند....  

 

اینم بلز زن معروف ....

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱٢/۱ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس