امروز با مانی و بابایی رفته بودیم یه جایی؟؟؟؟؟!!! نتیجه اش فردا معلوم میشه.....

نمیدونم فردا خبر بد بهمون میدن یا خوب؟؟؟؟!!!

در هر حال فردا خبرشو اینجا مینویسم.......

 

 پسرگلم... دیگه اسم بیشتر ماشینها رو میدونه...... موقعی که میریم بیرون کارش فقط اینه که اسم ماشینها رو بگه...... منم باید تأییدش کنم....

پراید سفید (مهسا).... دوو سیلو (محمد).... پراید یشمی (فافا)... پرشیا (دَدَی)... پژو ۴۰۵ (یاسی).... بی ام و (دایی)...

زانتیا..... مزدا.... کامیون... وانت... نیسان... اتوبوس... نی نی نوس (مینی بوس)... کیف (جیپ)... کاترول (پاترول)... پیکان.... سمند..... تاکسی... ۲۰۶

+ هْکوما (هواپیما) و کوپتر (هلیکوپتر)

اگه اسم ماشینی رو ندونه ..... اونقدر .. اون... اون... میگه تا اسمشو بگم.....

 

میدون فاطمی رو هم که کامل میشناسه..... تا میرسیم میدون فاطمی .....

        میگه:‌ فاطی........... (انگار دخترخالشه)

برج میلادم خوب میشناسه........

 

امروز داشتم ظرفهای نهارو میشستم و مانی هم داشت با دوچرخش بازی میکرد....

مانی: دوچرخه... دوچرخه...

مانی: سبیل می چرخه....

من: !!!!!!! اینو از کجا یاد گرفته؟؟؟؟؟؟ امان از دست این بچه ها....

 

 مانی جونم دیگه میتونه جمله بسازه..... البته خیلی کوتاه.... فکر کنم با توجه به سنش خیلی خوبه......

 پروژهء چی چی گیرون هم خیلی خیلی خوب تموم شد و پسرم یاد گرفته که به جای چی چی دیگه باید آب و غذا بخوره و خدا رو شکر... بزنم به  چوب (شما هم بزنین) هم غذا و هم خوابش عالی شده......

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/٢/۳ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس