خوب بالاخره ما هم ویزا دار شدیم...... البته خیلی وقته که ویزا رو گرفتیم و تا حالا وقت نداشتم که بیام و آپ کنم.. آخه دارم بار و بندیل سفرو می بندم....

ببخشید یادم رفت بگم کجا......

ما هم رفتنی شدیم دیگه........ اگه خدا بخواد  و مشکلی پیش نیاد....... داریم میریم.... سرزمین استعمارگر پیر..... انگلیس......

هفتهء دیگه یکشنبه بابایی پرواز داره و میره و اونجا خونه رو میگیره و کارها رو مرتب می کنه و احتمالاً بعد از یکماه میاد دنبالمون و ما رو با خودش میبره.....

ما هم این مدت میریم شهرستان خونهء مامانم اینا و مادرشوهرم اینا و خوش گذرونی تا شوهر گرامی بیاد و ما رو با خودش ببره......

نمیدونم میتونیم با اون شرایط  و جای جدید و فرهنگ و مردم جدید کنار بیایم یا نه؟؟؟؟؟

واسه همین قراره اینجا همه چیز سرجاش بمونه ..... که اگه رفتیم و خوشمون نیومد.... برگردیم...

احتمالاً تا یه مدتی از آپ جدید خبری نباشه...... آخه اونجا اونقدر سرم شلوغ میشه که نمیتونم آپ کنم... میدونین دیگه آدم وقتی میرسه به خونوادش و مهمون بازی و این حرفها ..... همهء وقت آدم گرفته میشه....

برامون دعا کنین که همه چیزخوب پیش بره و اونجا مشکلی برامون پیش نیاد و سخت نگذره.... هرچند میدونم اوایل خیلی سخته ولی خوب زیاد سخت نگذره...

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۳/۳ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ|| توسط مامان و نی‌نی‌ش || از دریای محبتتان قطره ای ما را بس ( قطره)

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس