هفت ماه و هشت روز

سلام به همگی ...

الان من 8 روزه که هفت ماهم تموم شده و مامان تنبلم تازه یادش افتاده که آپ کنه....... دَدَدَدَ آگا (زبان مانوی)89.gif 

آخه حیف نیست مامانی از من نمینویسی...  101.gif

7sang3-4-tb4.jpg

هرچند الان یه هفته است که من و مامانی دلتنگیم... آخه بابایی بازم رفته مسافرت و ما رو تنها گذاشته اَه از دست این بابایی....

تازه این مدت عموجون و زن عموجونم افتادن تو زحمت و همش پیش ما بودن و ما رو میبردن بیرون تا ما دلتنگی نکنیم... 281.gif  منم که بدم نمی آد یکی هی با من سر و کله بزنه... مامانی که حال نداره... عوضش این مدت حسابی با زن عمو بازی کردم... 283.gif

bav128.gif

به هیچکی نگینا... دیگه بغلی شدم... خدا به داد مامانم برسه....

تازه کارهای جدیدم یاد گرفتم...

بگم؟؟؟.... باشه... میگم:

1- تا یکی میاد طرفم و دستاشو به سمتم دراز میکنه دستامو بلند میکنم که دلشون بسوزه و بغلم کنن... اگرم بغلم نکنن.... وای به حالشون...

2- کلی شکمو شدم و حریره بادومو تا ته میخورم...

۳- وقتی یکی داره غذا میخوره همچین نگاش میکنم که غذا بپره تو گلوش

۴- کلاً چون تنوع طلبم از اسباب بازیهام اصلاً خوشم نمی آد و همش دلم چیزای جدید مثل کاسهء پر ماست و لیوان پر چای و از این چیزا میخواد دیگه...

۵- تازه یاد گرفتم اگه کسی جلوم باشه سرمو خم میکنم تا اون چیزی رو که دوست دارم ببینم... یعنی.. شما اصلاً برام مهم نیستین... چیزهای مهمتری هم هست..

128fs1503048.gif

۶- وقتی بغل کسی باشم... یه آینه هم روبروم باشه... تا بگن مانی کو... خم میشم و تو آینه و خودمو میبینم و یه ذوق گل مرادی هم تحویل میدم... اَ

۷- راستی یادم رفت بگم که همش دارم میخندم.... خوب دیگه این یه راه ..... کردن مامانمه که هرکاری میخوام برام انجام بده (قابل توجه همهء نی نی ها)

۸- خوابمم که اصلاً....... جیگر مامان و زن عمو رو درمیارم تا بخوابم... اگرم بخوابم یه ساعت یا نیم ساعت بعد سریع بیدار میشم... آخه بقیه دلشون واسه من تنگ میشه دیگه...

خوب بسه دیگه....

2.jpg

barre1.gif

راستی جمعه رفته بودیم بازارچه خیریه که تو وبلاگ رادین جون هم نوشته و مامان کسرا جون خبرشو به من داد....

دوست داشتم کسراجونو ببینم فکر میکردم بیان ولی از ساعت سه تا 5 و نیم که اونجا بودیم خبری ازشون نشد... مامانم هی میرفت لیستو نگاه میکرد و سراغتونو میگرفت ولی دست از پا درازتر برمیگشت... آی بهش میخندیدیم...

این مامان منم که تو یه عملیات متحورانه شماره موبایل مامان کسراجونو دیلیت کرد...35.gif  در نتیجه نتونستیم باهاشون تماس بگیریم...

ولی خوب کلی آدمهای مهربون دیدم... وای چقدر قربون صدقم میرفتن.... رادین کوچولو و بابا و مامان مهربونش رو هم دیدم..ازم عکسم گرفتن... از آلوچه های خوشمزشونم خوردن........ یعنی مامانم اینا خوردن...

تازشم از من فیلمورداری کردن.... با این دوربین گنده ها... مامانم روش نشد بپرسه که کی نشون میدین....

عکسم انداختیم ولی چون دوربین دیجیتالو بابایی برده بود... باید صبر کنم تا عکسام چاپ شه.... بعد مامانم بزارتش تو وبلاگ..

delit-02.gif

آخرین خبرم اینکه بابایی جونم فرداشب میاد............ دلمون براش تنگ شده.......... ایندفعه قرار بود ما هم باهاش بریم.. ولی خوب به خاطر اینکه باید 12 ساعت تو هواپیما بودیم... بابایی و مامانی ترسیدن بهم سخت بگذره و گوشم بگیره... ولی قول دادن یه خرده که بزرگتر شدم.. منم ببرن..........

بیچاره مامانی.......... نتونست بره........ ولی میدونم به خاطر من اصلاً ککشم نگزید (میدونم دیگه)........ با این که میدونم خیلی دوست داشت بره.......Mytho-fleur.gif

gif2.gif

  

1.jpg

/ 54 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپاپ....اپ....اپ....اپ........اپ....اپ..اپ....اپ....اپ....اپ......اپ....اپ....اپ.اپ....اپ....اپ....اپ.......اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ...اپ....اپ....اپ....اپ.....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ....اپ کن ديگه...خودتو تو اينه ببوس....مانی رو هم از طرف من ببوس...امين که ميگه از طرف من مانی رو هزارتا ماچ کن..(ميدونم که باور نکردی)

ماريا

سلام مامانی ومانی گودی و خوشگل من مامانی من يه سوا بپرسم؟چرا پيشم نميايی؟دلم براتون تنگ شده من کاری کردم از دست من ناراحتين؟

ماريا

سلام مامانی خوبی؟ آپ نمی کنی؟

طيبا

سلام مامانی جون مامانی مانی گل خوبه؟ راستی تنبل خانم زود باش آپ کن منتظرم

ماريا

سلام مامانی امروز داشتم فکر می کردم اين ساعته خوشگل تره صورتی هم هست به قالب صورتی مانی جون هم می اد بوس بوس <script src="http://www.clocklink.com/embed.js"></script><script type="text/javascript" language="JavaScript">obj = new Object;obj.clockfile = "2003-pink.swf";obj.TimeZone = "GMT0330";obj.width = 150;obj.height = 150;obj.wmode = "transparent";showClock(obj);</script>

ماريا

سلام تورو خدا اون فيلم زبون درازی مانی رو بذاريد خيلی ناز بود تو گوشی زهرا جون بود ديدم خيلی خوشگل بود خيلی

تينا

سلام پسرتون رو از طرف من ببوسيد خيلی ماهه

ماريا

سلام مامانی و نی نی ش جونم خوبي؟ دارم مي آم تهران عجله دارم ساعت ۱۱ حركت دارم سر كارم و كلي كار بعداً ميامم سال نو پيشاپيش تبريك دوستت دارم سفر بی خطر

مامان صفا- مانی گردو

سلام . پس مامانی کجايی. بيا بنويس . عکس هم يادت نره . دلم برای مانی کوچولو (.) اينقدر شده.

بابايی

الهی...چقدر خوشگلی نی نی جون....الهی خدا هميشه نگهدارت باشه....