یکسال است که رفته ای........ (2 سال و 5 ماه و 3 هفته و 1 روز)

چگونه بغضم را فرو دهم وقتی فرو نمی‌رود... چگونه آه از نهادم برنیاد وقتی هیچ توانی را یارای نگه داشتنش نیست... چگونه اشکم فرونریزد وقتی یادت می‌کنم... چگونه لرزش دستانم را ساکت کنم وقتی دستان مهربانت نیست که آنها را در دست بگیرد.... آخر چگونه ... وقتی اختیار از کف داده ام؟؟

راستی! راستش را بگو... امسال یکسال است که رفته‌ای؟؟ اما برایم قرنهاست که میگذرد بدون تو.... اما تقویم چیز دیگری میگوید... میگوید راست میگویی... فقط یکسال است که نیستی ولی اینبار دلم باور ندارد...

آخر حسابی دلتنگ است...

میدانم عید که بیایم... خانه هم رنگ و بوی تو را میخواهد... و من هم.. که می‌خواهم رسیده... نرسیده بغلت کنم و ببوسمت...

پدر جان در دل تنگت چه ابری بود

که من چندان که می گریم

                          هنوزش هیچ پایان نیست.

 چه صبری داشتی، اما

                            از آن دندان که برهم می فشردی

                            همچنان خون دلم جاری ست.

 غمت بامن

در این شب های ابری

                     زنده ماند، اما

نمی دانم امیدم در دل تنگ که خواهد زیست؟

/ 22 نظر / 107 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیلا

انشالله از این به بعد به شادی باشه[گل]همدردی ما رو بپذیرید[گل]

ندامامان ستایش

سلام ممنون که به فکرمون بودی سامان گفت که سراغمون رو گرفتی سالگرد فوت پدرتون رو هم تسلیت میگم امیدوام که بقای عمر بازماندگان باشه [خجالت]

پطروس

سلام جاتون خيلي خيلي خالي بود، شب عاشورا البته وقتي که شله زرد آماده شده بود من هم رسيدم. شايد باورت نشه ولي تمام مدت وجود گرمش رو حس ميکردم که داشت به ما نگاه ميکرد و ميخنديد، خيلي هم خوشحال بود حتي با اينکه شما ديگه اينجا نيستيد، اگه بين ما بود شايد اون هم مث ما هر چند وقت يه بار ميتونست شما رو ببينه اما حالا ديگه هر وقت دلش هواتونو کنه شما رو ميبينه. اين هم يادت باشه با وفاتر از همه ماست چون هميشه با شماست. بخصوص تو که هميشه عزيز دوردونه اش بودي.[قلب] شادزي، مهر افزون

روی رد رویاها ....

دلمان خوش است که می نويسيم و ديگران می خوانند و عده ای می گويند آه چه زيبا و بعضی اشک می ريزند و بعضی می خندند. دلمان خوش است به لذت های کوتاه به دروغ هايی که از راست بودن قشنگ ترند. به اينکه کسی برايمان دل بسوزاند يا کسی عاشقمان شود. با شاخه گلی دل می بنديم و با جمله ای دل می کنيم. دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشيدن لذتی و وقتی چيزی مطابق میل ما نبود چقدر راحت لگد می زنيم و چه ساده می شکنيم !!!همه چيز را...

مامان مامان

حال شما چه طور مانی جون خوبه [سوال] زینب جون شما و اقا حامد هم که خوبید انشا الله اون جا خوش می گذرد[سوال]خوب دیگه زیاد حرف زدیم بای بای[خداحافظ]

ارغوان

مانی جون خوبی

یاسی

مثل شبنم که نمی مونه روگل وپونه گرمای وفا می بره از دل غم وکینه ها دل ها میشه روشن ای [قهر]نکن توبامن2.ریزه ریزه کم کم دست بزار تو دستم فصل شکفتن دل ها می شه روشن.الاکلنگ رنگ ووارنگ گل وگلدونه نعنا وپونه اشتی کنونه گنجشکه می خونه جیک جیک چشات مهربون جیک جیک به یادم می مونه جیک جیک به یادم می مو نه.منتظرت می مونم مانی جون [خداحافظ]

آبرا

رنج هست، مرگ هست، اندوه جدايي هست، اما آرامش نيز هست، شادی هست، رقص هست، خدا هست. آبرا [گل]