فرار از خونه از دست ماني......

پنج شنبهء پيش حال ماني خيلي بد بود.......

همش تو خونه راه ميرفت و قر ميزد و آب ميخواست و تاب ميخواست و هاپ ميخواست...

cartoon_100.gif

شبشم كه اصلاً خوب نخوابيده بود و صبح زودم بيدار شده بود..... تا ظهر هرچي باهاش كلنجار رفتم نه چيزي خورد و نه خوابيد........ اخه بيچاره اصلاً نفسش درنميومد......

مجبور شديم بزنيم بيرون تا آقا يخورده تو ماشين بخوابه.......

واسه گرفتگي بينيشم يه قطرهء منتول خريديم و راه افتاديم..... بي هدف.....

همينكه از خونه راه افتاديم آقا خوابش برد........

رفتيم سمت لويزان و بعد از اينكه يه چرخي اونجا زديم ديديدم نه آقا بيدار بشو نيست.....

اين بود كه تصميم گرفتيم بريم سمت جاده چالوس........

هرچي باشه از خيابون گردي الكي بهتر بود.......... cartoon_417.gif

تا به ابتداي جاده چالوس رسيديم آقا بيدار شد.........

عجيب بود ۲ ساعت تموم خوابيده بود......

جاتون خالي نهار رو تو رستوران برداران پلخوابي !!!! خورديم ........ البته ماني لب به هيچي نزد .... طبق معمول........

حتي موز هم كه خيلي دوست داشت..... نخورد....... cartoon_31.gif

تو راه برگشتم.......... آقا هي آتيش سوزوند تا رسيديم خونه.........

تو خونه بهش غذا دادم....... سوپ.......

ولي خوب هرچي خورده بود........ ۲ بار با فاصله بالا آورد.......... خسته و درمونده شده بودم......

تا بالاخره تونستم بخوابونمش.....

شنبه هم برديمش پيش دكتر........ آقاي دكتر هم آنتي بيوتيك براش تجويز كرد.....

دستشم نميدونم واسه چي اگزما شه...... دكتر واسش پماد ايپانتن نوشت..... ولي بعد از مصرف ...... اگزماش بدتر شده.......

گوششم از بس موقع خواب باهاش ور ميره زخم كرده.......

خلاصه مكافاتيه...........

الانم يه خورده حالش بهتره........

بعد از اينكه حالش خوب شد...... فوري فوري ميبريمش تا واكسن سرماخوردگي نوش جان كنه....

خودمم احتمالاً بايد نوش جان كنم........ چون منم زود به زود سرما مي خورم.....

cartoon_385.gif

/ 4 نظر / 4 بازدید
مهران فره راز

با سلام. من مهران فره راز هستم . ۲۴ سال سن دارم و در بلوار ابوذر خيابان پيروزی تهران زندگی می کنم . من يک وبلاگ دارم که تازه درستش کردم ... وبلاگ من تشکیل شده از اخبار و اتفاقات روز دنیاکه خودم بهشون علاقه دارم ... بهتون پيشنهاد مي کنم که نوشته های منو بخونید چون جالبه... و خوشحال ميشم اگر نظری داشتيد برم بنویسید ... از دوستانی هم که به این وبلاگ سر می زنن میخوام که به وبلاگ من هم تشریف بیارن و نوشته های منو بخونن و نظرشونو در مورد نوشته های من به من بگن. با تشکر... مهران فره راز. وبلاگ من :

زهرا

چه جيگری شده اين گل پسر..(با لهجه تهرونی بخون).....حالتون خوبه؟ما هم خوبيم...ملالی نيست جز دوری شما و همون گل پسر...عيد سعيد فطر منتظر حضور شما در منزل حاج اقا هستيم...

شيما

سلام گلم منم دوست ندارم پسر باشم ولی آخه....

۵۰