نه ماه و چهار روز

سلام بعد از یک ماه و اندی

باشه باشه.... زود قضاوت نکنین.... الان میگم چرا اینقدر دیر...

اول اینکه قبل عید یعنی روز بیست و هشتم اسفند ماه رفتیم کیش و بعد از چهار روز دوباره برگشتیم تهران....

جاتون خالی خیلی خوش گذشت ... البته آخرش حالگیری شد... کوچولوی مامان روز آخر اسهال و استفراغ شد همراه با تب شدید... که مجبور شدیم تو بیمارستان کیش بستریش کنیم...

بعد از چهار روز که برگشتیم تهران همش دنبال دوا و دکتر بودیم...

دوم اینکه .... بعد از دو روز که تو تهران بودیم... اومدیم سمت شمال.. برای دیدن خانواده هامون... البته هنوز حال مانی روبراه نشده بود.... پسرم دقیقاْ تا دو هفته اسهال داشت...

سوم اینکه بابایی دوباره ما رو تنها گذاشت و رفت مسافرت و ما مجبور شدیم اینجا بمونیم.. هنوزم بعد از یک ماه برنگشته..

دلمون خیلی براش تنگ شده... ان شاء ا... این هفته چهارشنبه برمیگرده و ما میریم سر خونه زندگی خودمون...

مانی جونم یکی از دندوناش دراومده....

دالی میکنه...

سرسری میکنه...

بای بای میکنه... البته بعضی وقتا...

حسابی هم شیطون شده... هنوز نمیتونه چهاردست و پا راه بره... خواهرم میگه مثل فاطمه جون یکدفعه راه می افته

این آپم حساب نیست... اومدم خونه ان شاء‌ا... دوباره آپ میکنم... آخه نمیدونم چرا اینجا سایتم باز نمیشه... فکر کنم فیلترم کردن...

خنده داره نه....

صفحهء پرشین بلاگم خوب کار نمیکنه... واسه همین نتونستم رنگ فونتها رو عوض کنم.. و عکس بزارم...

حالا اینو قبول کنین تا بعد...

http://suprfile.com/get.php?id=6n3ern5&get=1

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سما

سلام گرم و صميمی به مامانی گل اميدوارم هرجا هستيد شاد باشيد و سلامت خوشحالم که ايام خوبی رو پشت سر گذاشتيد.اميدوارم روزهای بهتر و مملو از خوشی در پيش رو داشته باشيد. راستی منم آپم و منتظر حضور صميمی شما

سما

سالام گرم و صميمی به مانی گل و دوست داشتيه خودم.. الهی فدات بشم که اينقدر ناز شدی و دوست داشتنی هزار بار ماشالا.... فدای قد و بالات بشم ايشالا که در کنار خانواده گلت زودتر برای خودت مردی بشی سلامت باشی و شاد. عزيز دلم روی ماهتو ميبوسم

مهر

سلام مامان خانومی عزيز من تازه با وبلاگتون آشنا شدم.از طرف من اين آقا پسر گلتونو حسابی ماچ ماليش کنيد بازم ميام پيشتون تا بعد راستی اگه دوست داشتيد به من و پسرم هم سری بزنيد خوشحال ميشم.

پطروس

سلام اميدوارم بزودی اينجا ببينيمتون (هر سه تايي تون) دلمون (پطروس و خاله ريزه) براتون خيلي تنگ شده از سر ناچاري قراره بديم سايزشو عوض كنن. خاله ريزه كه مثل آدمهاي مجنون تو خونه قربون صدقه عكسهاي ماني ميره. ماني رو ببوس شادزي، مهر افزون

مامان کوچولو

سلام مامان مانی چه عجب بابا دلمون تنگید که منتظریما حتما از مانی عکسم بذار تا ما حالشو ببریم مواظب خودت و نی نی باش بای

سارا

سلام خيلی دلم براتون تنگ شده بود چرا عکس مانی جونمو نزاشتيد اميدوارم هرجا که باشيد خوش باشيد مانی رو ببوسيد خيلی زياد

خاله ريزه

قربون اون چشمای بارونی‌ت برم... زود برگرد... دلم برات آب شد(يعنی همون ذوب شدن)

خاله ريزه

مامان خانوميه بی وفااينا رو برای تو نگفتم هاااااااااااااا....برای مانی جونم گفتم

كسرا خان

منم ميگم بي وفائي تقصير خودت نيست تقصير مامانته

مامان کوچولو

کجاییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی