(2 سال و 11 ماه و 3 روز) Cambridge

بگذریم از اینکه این روزها با این خبرهای جور و واجور دل و دماغی واسه آدم نمیمونه... ولی به هر حال اینجا وبلاگ مانیه و من قراره از خاطراتش بنویسم:

شنبه بعدازظهر راه افتادیم به سمت کمبریج (2 ساعت و نیم از Swindon طول میکشه تا برسی به کمبریج).. و یکشنبه بعدازظهر برگشتیم خونه...

رفتیم خونه عمو بهزاد و خاله بهاره... اونجا هم اخبار ایران رو چک میکردیم و حرص میخوردیم..

اول از همه رفتیم دانشگاه کمبریج... خیلی قشنگ بود.. کلا کمبریج شهر قشنگیه..

این یه نمایی از دانشگاه..

اینجا هم داخل دانشگاه که واقعا قشنگه..

یه درخت پر از گلهای سفید... که همه باهاش عکس گرفتیم ... مانی هم که تا حالا به زور ازش عکس گرفته بودم... تا دید ما داریم عکس میندازیم.. مثل ما اومده شاخه رو گرفته و خودش پیشنهاد داده ازش عکس بگیرم..

یکشنبه هم کلی داخل شهر و اطرافش و سمت رودخانه Cam پیاده روی کردیم و نهار برگشتیم خونه ...

بعد از اون پیاده روی طولانی حسابی گشنمون شده بود... اینم نهار خوشمزه ما که مانی خیلی دوست داره و 2 تا همبرگرو خورد... (البته تلافی روز قبلشو درآورد)

کلی هم از تو باغچهء عمو اینا توت فرنگی تازه کندیم و خوردیم.. جای همتون خالی..

بعد از نهار هم مانی که بدخواب شده بود.. اونقدر اذیت کرد و گریه کرد... که زود (یعنی ساعت حدود 4 نیشخند) برگشتیم به سمت خونه... و این هواپیما رو هم علیرغم مخالفتهای من و باباش... تونست با گریه صاحب بشه و بیاره خونه... البته من بعدا حتما پسش میدم..

 

/ 42 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبی

بیکار

مامان پارساپگاه

سلام روز پدر مبارک امیدوارم سایه همسری همیشه بر سر شما و مانی عزیز باشه[گل]

mahsa

[ماچ][ماچ][گل][گل]salaaaaam vasat chizi neminevisam dalilesh in nis ke tu fekram nisi [قلب]akhe deltangio nemishe nevesht mohem kheili ine [ماچ]dooooooooooooosetuuun daram

مجتبی

منظورم از بیکار اونیه که وبلاگ درست کرده,بود[چشمک]

zizi

سلام.... روز پدر بر شوهر خاله گرامی مان مبارک باشد...از طرف من به آقا حامد تبریک بگو[گل]

سمیرا مامان رژین

پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا[قلب][گل]

زهرا

به بههههههههههههههههههههههههه... چطورین شما؟؟؟؟ آخر دارین این پسره رو...الله اکبر...[وحشتناک] چه ژستی گرفته تو عکسا.....[نیشخند] خیلی خوردنی شدههههههههه.....عشق منه دیگه... خدا رو شکر که اثری از شما خوشکلا هم بود....خیلی ناز شدی ....موی کوتاه خیلی بهت میاد عشق ِ خواهرزاده....[بغل][بغل] به قول خودت((بوستون دارم هوارتا))...[چشمک] بوس بوس....[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] بای بای

آرزو مامان آرش

سلام خانم گل خوبی؟ مانی خان خوشگل نازنازی خوبه انشاءالله؟ برای اینکه فیلم بذاری توی دراپ شاتز کد بلاگ را بگیر یک کد HTML بهت میده. توی پستت هرجا خواستی بذاریش روی HTML بزن کد کپی شده را آنجا Paste کن بعد بروزرسانی را که بزنی فیلم را نشان میده. [ماچ]

یاسی

زن عمو خواهش می کنم برام بنویس که چطوری برم وبرای وبلاکم بنویسم.[شرمنده][خداحافظ]