یک روز گرم آگوست (سه سال و یک ماه و یک روز)

یک روز گرم تو استخر بادی با یه دختر خوشگل... قلب

مثلا میخواستم نحسی پست قبلی رو از بین ببرم... بعد دیدم این پستمم بدآموزی داره.. آخه پسر و دختر (اونم از نوع خوشگلش) با هم تو استخر چیکار میکنن آخه... من ادب بشو نیستم.. امیدوارم مانی بزرگ شد این پستهای اینجوری رو نخونه...  نیشخند

تازه رفته بودن تو استخر که یه زنبور اومد و لپ رومینا گلی ما رو نیش زد... ما هم بدو بدو الکل زدیم و پیاز گذاشتیم.. ولی خب رومینا گلی تو این هیروبیر ماست میوه ای میخواست بخوره... قربونش برم.. با یه دستش لپشو میمالد.. با یه دستش ماست میخورد.. ماچ (از این صحنه عکسی در دسترس نمیباشد.. لطفا به گیرنده های خود دست نزنید)

بعد از رفتن رومینا مانی هنوز مشغول بازی بود... اصلا نفهمید اونها کی رفتن... بعد که بازیش تموم شد و به اصرار برای نهار آوردمش تو خونه ... تازه پرسید: رومینا اینا رفتن؟

قربونش برم.. بچم خیلی با احساسه!... خنده

/ 51 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارغوان

اپیدییییییممممممممممممممممممممممممممممم بیاید پیشمون منتظریم[چشمک][ماچ]

Sina.k

خاله ممنون كه گفتيد منتظر خاطرات جديدم هستيد...يه كم سرم شلوغه...[شرمنده] ولي 2 تا خاطره نوشتم توي كامپيوتر آماده دارم...[گاوچران] به زودي ايشالا آپ ميكنم حالشو ببريد...به شزط اينكه به هر دوش نظر بديد...[نیشخند] راستي اون داستان 5 قسمتيه سوء تفاهم رو خونديد...[رویا] بد نشده ها... هركي كه خونده و منو ديده ظاهرا خوشش اومده...من خودم از قسمت آخرش بيشتر خوشم اومد....[مغرور]

پطروس

خوش به حالشون با اين دنياي قشنگشون. [ماچ] دلم تنگ شده واسه بچگي هام. [قلب] بذار تا ميتونن خوش باشن. [چشمک] شادزي، مهر افزون

مامان سامی

اخ جان تو این هوا اب بازی اون هم با یه دختر نازنازی چه میچسبه نه مانی؟؟؟؟؟ بوس واسه مانی نازنین و مامان گلش

بهاره مامان آرین

چقدر مزه میده آب بازی اونم دو تا نی نی به این نازی [بغل][بغل] قربون او احساسات قلنبه ات بشم من مانی جونم [خنده]

h03in

سلام مامان ، خوبی ؟ مرسی که همیشه به وبلاگمون سر میزنی . وبلاگتم خیلی خیلی خوجگله ، از طرف ما مانی جونو یه گاز محکم بگیر ( جاش بمونه ها ) :D بازم بیا پیشمون .

دیوانه امیدوار

سلام اصلا نگران نباش اگه به باباش بره که مشکلی نیست هیچ پستی رو نمیخونه حالا اگه به داییش بره رو که حتما میره نمیدونم . حواسش هم که متاسفانه به مامانش رفته وقتی سرگرمه نمیدونه کی میاد کی میره خدا حفظش کنه از اسفند دریغ نکنید چشم میخوره این خوشگله خوشحال نشید رومینا رو میگم حالا مطمئنید لبش رو زنبور نیش زده بود

نازنین

[خنده] وای چقدر احساساتییی!!![ماچ]