سال 89 ... سفره هفت سین و یک پسر دسته گل (سه سال و هشت ماه و چهار روز)

سال ٨٩ هم شروع شد و مانی هم هر روز آقا و آقاتر میشه ....اصلا از ٣ ماه گذشته به اینور مانی از این رو به اون رو شده... هرچی از خوبی و ماه بودنش بگم کم گفتم...

البته هنوز هم یک بچهء کاملا احساساتی و زودرنجیه که اصلا توقع نداره کسی بهش چیزی بگه... اگه یه خرده بلند بلند صحبت کنی فکر میکنه داری دعوا میکنی... زود هم میگه : بگو sorry... همین که میگی ببخشید... گل از گلش وا میشه و میگه: ببخشید یعنی همون sorry؟.... نیشخند 

البته سعی هم میکنه که همیشه بچهء خوبی باشه ولی خب دیگه بچه است و یه وقتهایی یه شیطنتهایی هم میکنه...

ولی باز هم من یه عالمه و دیوانه وار دوستش دارم..

یکی از نمونه های ماه بودنش اینه که... موقعی که سفره هفت سین رو گذاشتم... فقط یکی دوبار بهش تذکر دادم که دست بهشون نزنه که یه وقت خراب نشه...با اینکه اون میز پاتوقشه و همیشه روش ماشین بازی میکنهقلب

خودم باورم نمیشد که انقدر حرف گوش کن باشه ... فقط نگاه میکرد و دست نمیزد.. اگر هم میخواست دست بزنه از من اجازه میگرفت... ولی همش اصرار داشت که تخم مرغهاشو بخوریم خنده

یه ببر کوچولوی اسباب بازی هم جلوی سفره هفت سین گذاشتم... با اینکه برای مانی تازه بود... اصلا دست بهش نمیزد... هر وقت میخواست بگیره باهاش بازی کنه از من میخواست تا بهش بدم....

امسال سفره هفت سین ما... سبزه نداشت... آخه دیر سبزه گذاشتم و هنوز سبز نشده بود....

سنبل هم نداشتیم... آخه تا سنبل خریدیم و آوردیم خونه.. مانی آبریزش بینیش شروع شد و ما هم فکر کردیم شاید به خاطر بوی سنبل و گرده اش باشه واسه همین دادمش که بابایی ببرتش سر کار...

ماهی هم خودم زیاد دوست ندارم بذارم سر سفره.. آخه بعد از چند روز میمیرن....

ولی امسال خواستیم برای مانی ماهی بخریم... تو اینترنت آدرس جایی رو پیدا کردم که ماهی میفروشن...

با ذوق و شوق رفتیم به یکی از کارکنان اونجا گفتیم که ماهی قرمز میخوایم... اونم گفت: تنگ آوردین... گفتیم نه.. نداریم.. ولی اگه شما داشته باشین همینجا میخریم... اونم ما رو برد که تنگ بخریم.. تنگ که نداشتن... آکواریوم داشتن... ارزونترینشون هم ۵۵ پوند بود...با سیستم تهویه هوا و این حرفها...

ما هم گفتیم آخه مگه عقلمون کمه.. واسه یکدونه یا دوتا ماهی که برای همیشه هم نمیخوایم نگهشون داریم اینهمه پول بدیم یه آکواریوم فسقلی بخریم...

بهش گفتیم بزار تو پلاستیک بهمون بده.. اونم گفت: نمیشه اگه تنگ یا آکواریوم تو خونه نداشته باشید نمیتونم بهتون ماهی بفروشم....

ما هم دست از پا درازتر برگشتیم خونه نیشخند

خلاصه امسال هم ماهی بی ماهی نیشخند

 

این هم نقاشی های آقا مانی که اکثراَ یا آدم میکشه یا خورشید یا ماه

اصلا هم علاقه ای نداره چیزهای دیگه بکشهسوال مگه اینکه منم باشم و با من بکشه.. وگرنه خودش اگه بخواد چیزی بکشه این سه چیز رو ترجیح میده

این منم (لطفا سایز گوشها رو نادیده بگیرید خنده) اونم مانی... ددی هم به قول خودش رفته سر کار واسه همین تو عکس نیستنیشخند

این یکی هم منم... ولی خب بیشتر شبیه خرمگسه خنده

 

/ 9 نظر / 10 بازدید
نوید ردپا

خدا حفظش کنه زیر سایه شما شاد باشه و موفق

نوید ردپا

یادم رفت بگم سال خوبی داشته باشین ژس می گم ساله خوبی داشته باشین سرشاز از هر واقعه خوب

سارا

سلام مانی جون واقعا آقا شده از طرف من ببوسش.[ماچ] چه سفره هفت سین خوشکلی[دست] ایشاالله سال خوبی داشته باشین

Sina.k

سلام خاله ی من...[بغل] رسما سال نوتون مبارک...[هورا] ایشالا سال خوبی داشته باشید...[قلب] نقاشی هاش باحاله...بیارید پیش خودم راش میندازم...[چشمک] خاله مانی شدیدا توی نقاشیها کم مو میکشه شمارو...[قهقهه] کارای تزئینیتم که حرف نداره خاله...[قلب][تایید]

نوید ردپا

موفق شدن یک ایرانی برای تمامه ایرانیا افتخاره[گل]

زهرا

سلام خاله جون نازم و مانی جون جیگرم....چطورین دوتاییتون؟؟مادر و بچه و پدر بچه سالم هستین دیگه ایشالله؟؟؟؟[بغل][بغل] وای خدااااااااااااااااااا...مانی چقد تو رو ناز میکشه تو عکسا...عکس که از خودتون نمیفرستین..لااقل اینا رو که میبینیم..از بس که شبیهتونه...دلمون باز میشه..دیگه عکس لازم نیست...[نیشخند] آخجون که میای به همین زودی و دلمون شاد میشه با دیدنتون...[ماچ] به جون زهرا..تو عکس اولیه...یه لحظه که مانی رودیدم...فکر کردم تو رو دیدم...خیلی شبیهت شده..مخوصا اون چونه ی کوچولوشو او لبای خوشکلش و اون لبخند ملیحش[قلب]

زهرا

سفره ی هفت سینت بی نهایت زیبا شده..مانی هم که آقا شده..پس دیگه مشکلی نداری.... فدای اون قرآن وسط سفره ی 7 سینت بشم که میبینم اصلا تغییر نکردی از این لحاظ...[قلب][قلب] فعلا...

بچه قمی

سلام عیدت مبارک قالب وبلاگت زیبا و جالب بود ... البته یه کم رنگ زمینه اش رو بهتر انتخاب کنید به منم سر بزن. راستی منو لینک کنید. ممنون میشم

نازنین

چه هفت سین ساده و قشنگی و چه آقا مانیه گل و حرف گوش کنی .[ماچ] نقاشیش که دیگه حرف نداره مخصوصا خرمگسه![نیشخند]