مانی راست میگه یا باباش :) .. (3 سال و 1 ماه و 3 هفته و 4 روز)

بعضی وقتها اگه من کار عقب افتاده ای داشته باشم .. بابای مانی با مانی میرن بیرون یه گشتی میزنن تا من به کارم برسم و بعد میان خونه... هر وقت هم میان خونه من از مانی میپرسم که خوش گذشته یا نه؟ کیا بودن؟ چی خوردین؟ و از این سوالها..

چند روز پیش هم مانی با باباش رفته بودن پارک نزدیک خونمون.. بعد از تقریبا 20 دقیقه که برگشتن.....

 گفتم: عسلم کجا رفتین؟

مانی: پارک

من: خوش گذشت عزیزم.. وای دستت چرا رنگی شده؟

مانی: اسمارتیز خوردم...

من: اسمارتیز؟ کی بهت داد؟

مانی: دوست ددی..

من: سوال دوست ددی؟؟؟ کی بود؟؟  Boy بود یا Girl؟

مانی: Girl...

من: عصبانیGirl؟؟

مانی: نه نه .. Boy بود...

من: خب چیکار کردین؟؟

مانی: بازی بازی...

همین موقع بود که بابای مانی با خنده بازپرسی رو نصفه گذاشت و ...

گفت: به جان خودم دروغ میگه (منظور خالی میبنده بود)... عجب آدمیه ها... اسمارتیز رو از تو ماشین بهش دادم... برعکس ... امروز اصلا هیچکی نبود... حتی بچه هایی هم که همیشه باهاش بازی میکردن هم نبودن... و خلاصه خودشو توجیه کرد...

منم این وسط مونده بودم حرف کیو قبول کنم... ولی مثل همیشه به بابایی رای اعتماد دادم... آخه دوستش دارم و میدونم که اونم منو دوست داره... (اینو نگم چی بگم نیشخند)

 

/ 30 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجنون لیلی

سلام دوست عزیز. من رضا هستم. یا همون مجنون. همسر لیلی. سابقا می تونستم توی وبلاگ لیلی و مجنون بنویسم. اما حالا به حکم همسرم از این کار منع شدم. از اینکه شما هم ندونسته و با خوندن حرفهای همسر من من رو مقصر می دونید(یا اینکه من بیشتر مقصرم) متاسفم. برای همین که دوستان قدیم و جدیدمون درست نتیجه گیری بکنن یه وبلاگ زدم و من هم خاطراتم و حرفهام رو اونجا خواهم زد. اگه دوست داشتین می تونین حرفهی من رو هم بخونین و بعد قضاوت کنین که کی مقصره. موفق باشید.

هاله مامان ارشیا

ای دل غافل چقدر گفتم حواست به این شوهر باشه[خنده]از دست رفت ... مطمئنا مانی درست میگه[نیشخند]میگن حرف راستو از بچه بشنو[خنده]

هاله مامان ارشیا

ولی از اونجایی که ما خیلی به بابای مانی ارادت داریم میگیم ایشون راست میگن[قهقهه]بابای مانی داشته باش منو[متفکر][نیشخند][خنده]

هاله مامان ارشیا

زینب پرشین بلاگ تو ایران فیلتر شده[ناراحت]فکر کنم خیلی مشکل دیگه بتونیم بیاییم وبلاگ گردی[گریه]

ح.برومند

سلام دوست عزیزم مامانی مانی جون[گل] احسند به تدبیر خوبت[شوخی] این بهترین راه برای برطرف کردن خوره شک وتردید از وجودتان است!!!! اما سعی کن واقعآاین موضوع را قبول کنی!!!! بچه ها در این سن دروغ زیاد می گن !!!چون دنبال جلب نظر دیگران هستند و ممکنه این هم از اون دسته باشه (اما نه این که همیشه دروغ بگن) شوهر شما بهترین تکیه گاه شماست هر چقدر شما به او اعتماد وعلاقه داشته باشید او هم به طرف شما کشیده می شود!!!(همان محبت جادو می کند.....) یادتان باشد مانی یکروز از همین روزها (زیاد هم دور نیست به اندازه یک چشم بر هم زدن )از پیش شما می رود دنبال زندگی خود....آنوقت شما می مانید و همسر تان حالا هر چه کاشته باشید درو می کنید!!!! حتی اگر کمی هم شک کردی آن را دور بریز تا بیمار نشوی!!!به او اعتماد کن و حتی در صورت تحقق این حرف نیز قبل از هر چیز بگرد ببین ضعف شما در ارتباط با او چه بوده که با غیر ارتباط برقرار کرده....پس سریع آن را برطرف کن تا مقصر را پیدا کنی !!! علت جذاب بودن غیر نقط ضعف و کم کاری شماست!!! موفق باشید[گل][شوخی][گل]

منصور

چه بچه دلنشيني ... به من هم سر بزن به قول بعضي ها "پليز"[لبخند][چشمک]

ستاره

manu sheytoon mikhasti beyneh maman va baba dava inja koni ey shytooon[خنده]

نازنین

مطمئنا حق با بابائیه .بچه ها تو این سن گاهی خالی می بندن و ...[چشمک][ماچ]

فافا

سلام سلام فدای خالی بندی هاشم می شم من هم بهت اطمینان میدم که شوهر خاله عزیزم راست میگه آخه مطمئنم تو خالی بندی هیچی کی به مانی نمیرسه چون از هنر خالی بندیش سری قبل که اومده بودین بهره مند شدم پس به شویت اعتماد کن نه به خاطر اینکه خیلی راست گوئه نه به خاطر اینکه مطمئنم مانی تو خالی بندی دست باباشو هم از پشت بسته [نیشخند][ماچ][ماچ]