سیزدهمین سالگرد ازدواج

سیزده سال گذشت... سیزده سال پر از شادی رو با تو سپری کردم... امروز که داشتم حساب میکردم .. باورم نمیشد که الان سیزده ساله که ما داریم با هم مثل زندگی میکنیم... مثل یه چشم به هم زدن بود.. اینا همه واسه اینه که تو خیلی خوبی و نذاشتی آب تو دلمون تکون بخوره و همیشه سعی کردی ما در آرامش باشیم.. امیدوارم بتونم شایستهء این همه محبتت باشم..   

اینم شاخه گل گلدون کوچولوی خونه که با تمام وجودم بهش رسیدم تا دوباره گل بده..

 تقدیم به تو با تمام عشقم..

/ 65 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آوات

به به مبارکه 13 سال. می گم فکر کنم خیلی زود ازدواج کردی ها:)

زهرا

آقای دانش آموز هنو از مدرسه برنگشتن؟؟؟؟؟[نیشخند]

خاله ریزه

آپ کن دیگه دلم غش رفت برای این بچه!!![خوشمزه] ..... البته می‌دونم داری تو دلت می‌گی مگه خرده فرمایشات شما می‌ذاره من یه دل سیر بشینم پای پی‌سی[چشمک]

شیما

سلام خیلی ممنون که به من سر زدی برای من هم باعث افتخاره که تو لیست دوستاتون باشم[گل]... البته اسمتون رو هم نمیدونم. راستی آدرس وبلاگ من عوض شده .. و اینه.http://lovetobemommy.persianblog.ir/

شیما

سالگرد ازدواجتون هم مبااااااااااارک [قلب][گل][هورا]

یاسی

بگو مگه دوستم نداشتی. چرا رفتی تنهام گذاشتی دیگه بسه برگرد کنارم عزیزم اشتی اشتی[دلشکسته]

دایی احسان

مبارکهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

کمیل

سلام [قلب] به دکتر هم بگو نظر بده http://ghortikolav.mihanblog.com